محمد باقر سعيدى روشن
93
علوم قرآن ( فارسى )
آرى ، با اين همه يك معيار همگانى و مشترك وجود دارد كه بر اساس همان ، انديشهها و سخنان افراد را با همديگر مقايسه و ارزيابى و رتبهبندى مىكنند . منشأ ناتوانى بشر در مانند سازى قرآن در پى بحث گذشته اكنون اين پرسش پديد مىآيد كه چرا اين درخواست قرآن براى هميشه مسكوت ماند ؟ اين نفى ابدى به خاطر چيست ؟ آيا خرده گيران و معارضان قرآن فاقد انگيزههاى كافى جهت مقابله سازى قرآن بودند ؟ و يا توش و توان لازم را براى انجام اين امر خطير نداشتند ؟ واقعيت آن است كه دشمنان فكرى قرآن انگيزههاى فراوانى براى پاسخگويى به تحدّى قرآن داشتند . چرا كه اين متن شكوهمند با كيش دير پاى نياكان ايشان درافتاده و سيرهء ناخرسند فكرى و رفتارى آنان را به نكوهش گرفته بود . از سوى ديگر آنان مردمى ستيزهجو و غوغاسالار بودند و در ميان ايشان اديبان و سخن سرايان چيره دستى وجود داشت . و لذا هر چند ساده انديشان قوم آن را جدى نشمرده گفتند : لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ « 1 » ، ليكن سران ايشان به هيچ روى نتوانستند نگرانى و دغدغه خاطر خويش را پنهان سازند . آنان بهر اقدامى دست يازيدند و از هر وسيلهاى امداد جستند تا آواى جان بخش قرآن بر كام مردم نبارد : وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ . « 2 » اينها و اقدامات نظامى و تلاشهاى خونين همه و همه از آن جهت بود كه آنان خود را در پيش روى سترگى قرآن درمانده يافتند : فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً . « 3 »
--> ( 1 ) - انفال / 31 . ( 2 ) فصلت / 26 . ( 3 ) كهف / 97 .